السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

338

تفسير الميزان ( فارسي )

برويد تا پروردگارتان رحمت خويش را بر شما بگسترد و براى شما در كارتان گشايشى فراهم كند ( 16 ) . و خورشيد را بينى كه چون بر آيد از غارشان به طرف راست مايل شود و چون فرو رود به جانب چپ بگردد ، و ايشان در فراخنا و قسمت بلندى غارند ، اين از آيه هاى خداست هر كه را خدا هدايت كند او هدايت يافته است و هر كه را خدا گمراه كند ديگر دوستدار و دلسوزى و رهبرى برايش نخواهى يافت ( 17 ) . چنان بودند كه بيدارشان پنداشتى ولى خفتگان بودند . به پهلوى چپ و راستشان همى گردانديم و سگشان بر آستانه دستهاى خويش را گشوده بود ، اگر ايشان را مىديدى به فرار از آنها روى مىگرداندى و از ترسشان آكنده مىشدى ( 18 ) . چنين بود كه بيدارشان كرديم تا از همديگر پرسش كنند ، يكى از آنها گفت : چقدر خوابيديد ؟ گفتند روزى يا قسمتى از روز خوابيده‌ايم . گفتند پروردگارتان بهتر داند كه چه مدت خواب بوده‌ايد ، يكيتان را با اين پولتان به شهر بفرستيد تا بنگرد طعام كدام يكيشان پاكيزه تر است و خوردنيى از آنجا براى شما بياورد ، و بايد سخت دقت كند كه كسى از كار شما آگاه نشود ( 19 ) . زيرا محققا اگر بر شما آگهى و ظفر يابند شما را يا سنگسار خواهند كرد و يا به آيين خودشان بر مىگردانند و هرگز روى رستگارى نخواهند ديد ( 20 ) . بدينسان كسانى را از آنها مطلع كرديم تا بدانند كه وعده خدا حق است ، و در رستاخيز ترديدى نيست ، وقتى كه ميان خويش در كار آنها مناقشه مىكردند ، گفتند بر غار آنها بنائى بسازيد پروردگار به كارشان داناتر است ، و كسانى كه در مورد ايشان غلبه يافته بودند گفتند بر غار آنها عبادتگاهى خواهيم ساخت ( 21 ) . خواهند گفت : سه تن بودند چهارميشان سگشان بود . و گويند پنج تن بودند ششم آنها سگشان بوده اما بدون دليل و در مثل رجم به غيب مىكنند . و گويند هفت تن بودند هشتمى آنها سگشان بوده . بگو پروردگارم شمارشان را بهتر مىداند و جز اندكى شماره ايشان را ندانند ، در مورد آنها مجادله مكن مگر مجادله اى به ظاهر ، و در باره ايشان از هيچ يك از اهل كتاب نظر مخواه ( 22 ) . در باره هيچ چيز مگو كه فردا چنين كنم ( 23 ) . مگر آنكه خدا بخواهد ، و چون دچار فراموشى شدى پروردگارت را ياد كن ، و بگو شايد پروردگارم مرا به چيزى كه به صواب نزديكتر از اين باشد هدايت كند ( 24 ) . و در غارشان سيصد سال بسر بردند و نه سال بر آن افزودند ( 25 ) . بگو خدا بهتر داند چه مدت بسر بردند دانستن غيب آسمانها و زمين خاص او است چه او بينا و شنوا است ، جز او دوستى ندارند و هيچكس را در فرمان دادن خود شريك نمىكند ( 26 ) .